محمود بن على خواجوى كرمانى
55
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )
دل خواجو بجان رسيد و مرا * جان غمگين بلب رسيدهء تست 108 [ گر حرص زير دست و طمع زير پاى تست ] س گر حرص زير دست و طمع زير پاى تست * سلطان وقت خويشى و سلطان گداى تست اى صاحب اجل كه روى در قفاى دل * رخش امل مران كه اجل در قفاى تست گر نفس راه مىزندت كاين طريق نيست * از ره مرو كه پير خرد رهنماى تست زين تابخانه رخت برون بر كه كائنات * يك غرفه بر در حرم كبرياى تست جاى وقوف نيست درين دامگاه ديو * بگذر كه اين مزابل سفلى نه جاى تست از ره مرو به نغمه سرائيدن غراب * چون مرغ روح بلبل بستانسراى تست بر فرش خاك تكيه زدن شرط عقل نيست * چون تختگاه عالم جان متّكاى تست اى يار آشنا كه دم از خويش مىزنى * بيگانه شو ز خويش چو يار آشناى تست خواجو اگر بقا طلبى از فنا مترس * چون بنگرى فناى تو عين بقاى تست 109 [ مگذر ز ما كه خاطر ما در قفاى تست ] س مگذر ز ما كه خاطر ما در قفاى تست * دل بر اميد وعده و جان در قفاى تست سهلست اگر رضاى تو ترك رضاى ماست * مقصود ما ز دنيى و عقبى رضاى تست زين پس چو سر فداى قفاى تو كردهايم * ما را مران ز پيش كه دل در قفاى تست گردن ببند مىنهم و سر به بندگى * خواهى ببخش و خواه بكش راى راى تست تنها نه دل به مهر تو سرگشته گشته است * هر ذرهئى ز آبوگلم در هواى تست آزاد گشت از همه آن كو غلام تست * بيگانه شد ز خويش كسى كآشناى تست اى در دلم عزيزتر از جان كه در تنست * جانى كه در تنست مرا از براى تست اين خستهدل كه دعوى عشق تو مىكند * سوگند راستش به قد دلرباى تست خواجو كه رفت در سر جور و جفاى تو * جانش هنوز بر سر مهر و وفاى تست